تبلیغات
درک کامل از دین - لا‌الله‌اِلا‌الله
درک کامل از دین

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لا‌الله‌اِلا‌الله

لا‌الله‌اِلا‌الله

یکی از کلمات نماز که همیشه خوانده‌ایم و تکرار کرده‌ایم این عبارت است اَشهَدُاَن‌اِلا‌الله‌اِلا‌الله. همیشه هم گفته‌اند اگر کسی آخرین کلامش در دنیا لا‌الله‌اِلا‌الله باشد خداوند آن فرد در بهشت جای می‌دهد.

 لا‌الله‌اِلا‌الله کلمه جادویی نیست که مردم فکر می‌کنند. آدم اگر چیزی را نفهمید و مرتباً به زبان تکرار کرد هیچ اثری در تکرار یک متن ندارد. بدون اینکه انسان معنای آن را پیدا کند و اصلاً هم معنایش را پیدا کند و هم در باطنش و در تمام وجودش این کلمه صادق باشد. لا‌الله‌اِلا‌الله یک همچنین معنایی دارد، تصور اینکه گفتن لا‌الله‌اِلا‌الله ثواب دارد، مثل این است که شما کسی را دوست نداشته باشید و روزی چند مرتبه در مقابلش بنشینی و بایستی و به او بگویید من تو را دوست دارم طرف مقابل شما می‌داند که شما به او دروغ می‌گوییدو این نوع گفتن جز مسخره کردن چیز دیگری نیست. حالا بدتر از این عمل، این است که دوست داشتن را به زبان جاری می‌کند و اصلاً معنای دوست داشتن هم نمی‌داند. لا‌الله‌اِلا‌الله یک چنین چیزی است، کسی می‌تواند لا‌الله‌اِلا‌الله را درک کند که تمام وجودش را معنای می‌دهد لا‌الله‌اِلا‌الله فراگرفته باشد.

در زمان مرحوم شیخ الاسلام فیض کاشانی (روحانی عالی‌رتبه هر شهر را شیخ الاسلام می‌گفتند) مردم می‌آمدند و اگر دعوای خانوادگی داشتند با او مطرح می‌کردند. اگر نماز می‌خواندند می‌آمدند و قرائت نمازشان را نزد وی تصحیح می‌کردند. ایشان می‌فرمایند من کنار فرات نشسته بودم و مردم می‌آمدند و مشکلات و یا تصحیح قرائت نمازشان را نزد من انجام می‌دادند. یک پیرزنی هم آمد و شروع کرد به خواندن سوره حمد مرحوم فیض کاشانی میگوید به او گفتم این حمدی که شما می‌خوانی چند جایش ایراد دارد مثلاً (ح) الحمدالله را خیلی غلیظ نگفتی پیرزن گفت نه من درست می‌گویم بین این دو بحثی در گرفت تا اینکه پیرزن گفت من یک بسم الله الرّحمن الرّحیم میگویم و از روی آب رودخانه رد می‌شوم، زن بسم الله الرّحمن الرّحیم گفت و به آب فوت کرد و از رودخانه رد شد و به مرحوم فیض کاشانی گفت دیدی من با همین قرائتی که تو می‌گویی اشتباه است از رودخانه رد شدم. و اگر تو هم می‌توانی بخوان و رد شو. مرحوم فیض کاشانی گفت: من این چنین تا به حال  بسم الله الرّحمن الرّحیم نگفته بودم.

ممکن است این داستان افسانه باشد ولی یک معنایی در این قصه نهفته است معناش این است که بسم الله الرّحمن الرّحیم و یا الحمدالله رب العالمین و..... هر کدام از این‌ها اگر در باطن انسان تحقق پیدا کند انسان شاه روی زمین میشود همه موجودات حرف‌هایمان را گوش می‌کنند.

خوب حالا لا‌الله‌اِلا‌الله یعنی چه؟ نگاه کنید اِله به این معنا است که کسی چیزی را دوست دارد مثلاً فرض کنید من یک کتابی را دوست دارم یا یک شخصی را دوست دارم این دوستی و علاقه بین دونفر را در ابتدای کار به وُدّ می‌گویند و رابطه بین این دو، مودت است. اگر دوستی و عشق بین دو فرد بیشتر شد و اوج گرفت، به این حالت می‌گویند حُبّ و رابطه بین این دو محبت است. اما اگر عواقب محبت بین این دو بالاتر آمد و بیشتر شد به نوعی که این از دوری شخص مقابلش مریض می‌شود به این حالت عشق می‌گویند. کلمه عشق یک کلمه عربی است ترجمه‌اش در فارسی سِش است. دیدید در باغچه ها یک گیا‌هائی رشد می‌کنند که کنار این گیاه‌ها پیچک‌هایی زرد  هستند که دور این می‌پیچند و این پیچک شیره این گیاه را می‌مکد و گلی که در آن وسط است پژمرده و خشک می‌کند. محبت هم همین‌گونه است. آدم اگر به کسی محبت زیاد داشته باشد همان محبت زیاد دور قلبش می‌پیچد و آدم را زرد، ضعیف، لاغر می‌کند و کم‌کم عاشق می‌شود. به شخص مورد علاقه معشوق و به طرف مقابلش عاشق می‌گویند. ولی عاشق از وجود خودش خبر دارد خیلی هم بی‌خود و بی‌خویشتن نیست ولی در خودخواهی‌های خودش زرد، ضعیف و لاغر شده‌است. وقتی یکی به چیزی یا کسی آنقدر علاقه‌مند است که از نظر علاقه و محبت شدید به کلی خودش را فراموش می‌کند و هیچ توجهی به خودش ندارد، به این حالت وَلَه می‌گویند و به شخص مقابلش می‌گویند اله و به فردی که اله را دوست دارد واله می‌گویند. در زبان فارسی وله و واله را شیدا و شیدایی ترجمه می‌کنند.کسی که می‌گوید لا‌الله‌اِلا‌الله یعنی هیچ کسی غیر از الله در دل من وجود ندارد. یعنی به گونه‌ای محبت الله در دل این فرد نشسته که جز او هیچکس دیگری در قبله‌گاه محبتی در دلش وجود ندارد.

در تشهُّد  وقتی که در نماز به تشهُّد نشسته‌ایم و می‌گوییم اَشهَدُاَن‌لااله‌اِلا‌الله وَحدَهُ لا شَریک‌لَه یعنی من گواهی می‌دهم(یعنی من در باطنم دیدم که غیر از الله هیچ دلبری وجود ندارد) ولی کدام یک از ما جز خدا در دلش دلبر یا فرمانده دیگری نیست. در حالیکه ما پول، قدرت، خانه، ماشین‌های آخرین مدل و.... همه این‌ها را می‌پرستیم. معنای اَشهَدُاَن‌لا‌الله‌اِلا‌الله یعنی هیچ‌کس جز خدای یگانه در دل ما نیست (تو که آمدی من دیگر خودم را هم فراموش کردم؛ غم و غصه‌هایم همه فراموشم شد.) پس فهمیدیم که مشکل ما چیست؛ اگر کسی یا چیزی را به سختی دوست داشته باشیم بت ما به حساب می‌آید.

می‌خواهم قصه‌ای از حضرت ابراهیم برایتان بنویسم.

یک‌روز حضرت ابراهیم یک مردی را دید که مالدار بود و چند صد هزار گوسفند داشت و مشغول چوپانی بود که یک مرتبه دید از روی بلندی یک کسی داد می‌زند و می‌گوید: ‌لا‌اِله‌اِلا‌الله. وقتی ابراهیم این صدا را گوش کرد و دید این فرد به چه زیبایی لا‌الله‌اِلا‌الله می‌گوید، گفت ای صاحب صدا اگر یک بار دیگر لا‌الله‌اِلا‌الله بگویی من یک سوم مالم را به تو می‌دهم. دوباره این صدا آمد و گفت لا‌الله‌اِلا‌الله و ابراهیم گفت حالا که این کار را کردی من هم دو سوم این داراییم را به تو می‌دهم بار سوم که صدا زد لا‌الله‌اِلا‌الله گفت گوینده تمام دارایی و املاکم را به تو دادم و دفعه بعدی خودم را به تو می‌دهم. ابراهیم جلو رفت و گفت تو کی هستی و صدا جواب داد من مامور خدا هستم.

ما آدم‌ها وقتی نماز می‌خوانیم گمشده‌هایمان را پیدا می‌کنیم. ما اگر فقط یک‌جا محبت خدا در دلمان بنشیند دیگر بقیه کارها خود به خود درست می‌شود. ما ها خدا را فراموش کردیم و اصلاً هیچ‌وقت نگاه نکردیم خدا چه قدر ما را دوست دارد.

اگر کسی زیبایی خدا را ببیند و درک کند دیگر همان زیبایی است که او را می‌کشد و همه کارها درست می‌شود.

روایت است از رسول الله (صَلی اله عَلیها اَله سلم) که بین اصحاب خود بودند و فرمودند کدام یکی از دستگیره‌های ایمان محکم‌تر است؟ یکی گفت نماز دیگری گفت روزه. هر کسی چیزی گفت ولی پیغمبر فرمودند هیچ کدام از جواب‌های شما درست نیست. حضرت فرمودند محکم‌ترین دستگیره، دستگیره محبت به خداست(این روایت در کتاب محاسن از آقای برقی جلد 1 صفحه 165).

الهُمَ صَلِ علی محمد وَ آلِ محمد

 دانلود ورد

دانلود صوت

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : علی آقاسی زاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • دوست دارید در این وبلاگ بیشتر در چه رابطه موضوعی باشد؟



نویسندگان