تبلیغات
درک کامل از دین - صلاة (مستی و بی‌خودی)
درک کامل از دین

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

صلاة (مستی و بی‌خودی)

صلاة (مستی و بی‌خودی)

همی گویم و گفته ام بارها  
 پرستش به مستیست در کیش مهر

 

بود کیش من مهر دلدارها
برونند زین جرگه هشیارها

انسان تا زمانی که هشیار هست نمی‌تواند کار خوبی انجام دهد، موقعی از انسان کار خوبی سر می‌زند که انسان بیهوش باشد، هشیاری و توجه‌کردن نسبت به خود و خودخواهی باعث می‌شود که تمام عبادتها و کارهای نیک انسان ارزش خود را از دست بدهد و کارهایی که ریشه و بن آن را خودخواهی انسان تشکیل دهد هیچ آثار تربیتی و معنوی برآنها مترتب نیست، بنابراین شخصیت انسان دو حالت دارد: یا حالت بیخودی وبیهوشی و یا مستی دارد و یا حالت خودبینی و خودپسندی و به تعبیر دیگری شیطانی در او وجود دارد:

   

تا فضل و عقل بینی بی‌معرفت نشینی

 

یک نکته‌ات بگویم خود را مبین که رستی

چشم انسان یک جهت دید دارد، موقعی که انسان خودش را فراموش کند میتواند خدا را مشاهده کند ولی تا موقعی که انسان خودش را در نظر میگیرد به هیچ وجه خدا را نمی‌تواند ببیند.

بنابراین شرط حرکت و ورود به بهشت ‌و جوشیدن چشمه محبت در باطن انسان همین بیخودی و بیهوشی ‌و فراموش کردن خود است و تاوقتی که انسان خودش را فراموش نکند از دو حال خارج نیست یا حیوان است و یا شیطان. تا وقتی که پادشاه‌گرسنگی‌وتشنگی و سرما وگرما در باطن ما حکومت می‌کند که اصطلاحاً به غرائز تعبیر می‌شوند ما در آنجا حیوان هستیم. بالاخره ما دارای جسدی هستیم که گرسنه می‌شود و نیاز به غذا دارد و این گرسنگی هست که بر ما حکومت می‌کند و ما را سر سفره می‌نشاند و این تشنگی است که ما را به برکه آب می‌برد و این غریزه‌ است که مارا به سوی جنس مخالف سوق می‌دهد، اینها پادشاهان درونی ماست که بر ما حکومت می‌کنند ولی حکومت اینها تا وقتی است که انسان به مقصودش نرسیده است شما تا وقتی که به غذا نرسیدید گرسنگی بر شما حکومت می‌کند ولی همین که غذا تناول کردید پادشاه گرسنگی محو می‌شود، در آن مواقع ما حیوان هستیم یعنی ما هم با گوسفند و گاو و شتر و الاغ و پلنگ و یوزپلنگ هیچ تفاوتی نداریم ولی چنانچه از این غرایز فاصله گرفتیم شروع به انجام کارهای دیگری می‌کنیم در آنجا اگر انسان هشیار باشد و مست نباشد او شیطان است و اگر نماز هم می‌خواند به خاطر بهشت است و یا اگر گرسنه‌ای را سیر می‌کند حساب مسائل بیرونی و اجتماعی را می‌کند و می‌گوید این کارها باعث آبرومندی من و یا افزایش ثروت من می‌شود و با خود حسابهایی می‌کند که راه معنویت انسان را مسدود می‌کند. تمام کارهای خیر انسان تا زمانی‌که برای نفع شخصی خودش هست نمی‌تواند کار خدایی باشد. تمام کارهای خدایی آن زمانی از انسان سر می‌زند که در حال مستی و بی‌خویشتنی باشد.

یک مربی آمد و میخانه‌ای را به ما نشان داد تا بتوانیم خودمان را فراموش کنیم و غرق در محبت حق شویم ودر اثر غرق شدن در محبت حق و لو برای یک ثانیه، آن محبت در ما ادامه یابد.

ما سخت محتاج میخانه‌ای هستیم که از آن شراب معنوی که انسان را از خودخواهی‌های خود رها می‌کند بنوشیم که به آن میخانه نماز گفته می‌شود و به شخصی که می‌خواهد به آن شراب بیخودی برسد و خودش را فراموش کند دستور داده‌اند که (أَقِمِ الصَّلاةَ) یعنی شما با این اعمال سعی کنید که آن بیخودی و بی‌توجهی به خود و آن موج زدن عشق و محبت نسبت به دیگران و یا رحمانیت و رحیمیت در شما شروع به غل‌غل جوشیدن کند. اگر کسی بتواند در آن چند دقیقه‌ای که خم و راست می‌شود جرعه‌ای از آن بنوشد متوجه می‌شود که تا چندین دقیقه بیخود می‌شود و همه کارهای خوب از او سر می‌زند ولی این کارخوب را در واقع خدا انجام می‌دهد، و در حقیقت آن  محبت و دلسوزی هست که اینکار را انجام می‌دهد و دستورات محبت هم دارای عشق و محبتی است که خودخواهی‌ها را از انسان می‌گیرد و او را بیهوش می‌کند.

 لحظاتی را اختصاص داده‌اند که در آن لحظات ما التماس کنیم و یک حالت عشق و محبتی در ما به جوشش بیاید که به این تلاش کردن می‌گویند: (أَقِمِ الصَّلاةَ) اگر کسی توانست نماز بخواند در واقع توانسته جرعه‌ای محبت بنوشد و تا چند ساعت او را از خود بیخود می‌کند و چند ساعت بعد هم به او می‌گویند که نماز عصر بخوان و باز چند ساعت بعد می‌گویند که صلوة مغرب را بخوان و در این حرکت، انسان درحال شارژ باطری بیخودی خویش است، وقتی باطری انسان شارژ شد در واقع توانسته که صلوة را اقامه کندکه قرآن می‌فرماید که: (إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ) فحشاء به معنای کاریست که زشتی بسیاری دارد که قرآن از بخل تعبیر به فحشاء می‌کند یعنی که انسان نمی‌خواهد که خیرش به کسی برسد و حتی اگر کسی به شخص دیگری بخواهد خوبی کند این شخص نمی‌گذارد که او این کار را انجام دهد که این ریشه در خودپسندی انسان دارد و منکر هم کارهای زشتی است که از انسان سر می‌زند.

صلوه یعنی آن حالت مستی و بیخودی و توجه به حق کردن است که خودبه‌خود انسان را از فحشاء و منکر باز می‌دارد و الاّ کار ما جز گناه‌کردن نیست و ما اگر گرسنه‌ای را هم که سیر می‌کنیم در حال گناه کردن هستیم و اگر مسجد می‌سازیم در حال گناه هستیم زیرا ریشة آن کار را که مورد توجه قرار دهیم شیطان است که در ما نشسته و آن کارها را انجام می‌دهد و حالا برای کسب آبرو مسجد می‌سازد و بسیاری کارهای به ظاهر خوب را انجام می‌دهد.

تعریف گناه و فحشاء و منکر آن کاریست که نفعش به خودخواهی انسان برگردد و اگر ما خوب به کارهایی که انجام داده‌ایم بنگریم می‌بینیم که ما تمام عمر را مشغول گناه کردن هستیم. از اکسیژن هوا و ازآب و نان خوردن برای ما واجب‌تر، همین صلوه است و تا شخص حالت روحی صلوه را نداشته باشد خود این شخص شیطان است، و به همین دلیل است که نماز واجب است زیرا که تا انسان مست نشود و از شراب بیخودی ننوشد تمام کارهای او شیطانی است، مگر جز این بود که کار اصلی شیطان نماز خواندن و سجده‌های طولانی در عرش الهی بود ومگر او استاد دانشگاه برای ملائکه نبود که هزاران سال برای آنها سخنرانی می‌کرد؟ و به خوبی می‌دانیم که هیچ یک از عبادتهای طولانی او مورد قبول حق واقع نشد زیرا که به هیچ وجه حاضر نبود که از خودش فاصله بگیرد، که این حالت فراموش کردن خود و خودخواهی در انسان لازمة انسان بودن است و تا وقتی که ما خودمان را فراموش نکرده‌ایم به واقع شیطان هستیم و اصلاً امکان بروز کار خوبی از ما وجود ندارد، ممکن است که فیزیک آن خوب باشد ولی ریشة آن را که بنگریم شیطانیست، و دلیل وجوب نماز هم اینست.

بنابراین در نماز ما باید به دنبال آن بیخودی وتوجه به آن کسی باشیم که همه چیز عالم در دست اوست و بعد ازاین آیه از قرآن: (إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ) در ادامه می‌فرماید که: (وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ)  ذکرالله به این معناست که بعد از اینکه شما تلاش کردید و مستی و بی‌خودی را دریافت کردید در یک لحظه خدا شما را یاد می‌کند از این طرف ما دائماً در این سعی بودیم که توجه به حق بکنیم و خودمان را فراموش کنیم و وقتی که به یک مرحله‌ای رسید یک مرتبه حق به سراغ ما می‌آید ذکرالله یعنی الله است که ما را یاد می‌کند و اوست که ما را با خود می‌برد، محبت و توجه خدا به ما به گونه‌ایست که ما را غرق می‌کند و در آنجا دیگر هیچ شیطانی نمی‌تواند حضور بیابد و تمام نیروهای عالم در اختیار این شخص قرار می‌گیرد و پادشاهی می‌شود که نمایندگی تام‌الاختیار خدا را بر عهده دارد و به عبارتی خلیفه خدا می‌شود.

در واقع این حالت مستی حالت بسیار عجیبی است که شما مست بوده‌اید و این مستی را حفظ کرده‌اید و یا لحظه به لحظه صید کردید که یک‌دفعه او در درون شما قرار می‌گیرد و برشما خلافت می‌کند و در این لحظه هست که شما خلیفة خدا می‌شوید و تمام عالم زیر دست شما قرار می‌گیرد که این حالت بسیار عجیبی هست که نه کرة ‌زمین بلکه تمام عالم در اختیار شما قرار می‌گیرد و نه انسان بلکه تمام انسانها در اختیار شما قرار می‌گیرند.

ممکن است که در ظاهر همه چیزت را از دست داده باشی ولی در این حال حق است که صاحب شما شده است و اگر حق صاحب شما شد، شما صاحب همه چیز خواهید شد و این خیلی حالت عجیبی هست.

ما که به خود می‌نگریم دائماً شیطان هستیم، در اول که حیوان هستیم و بعد که از این مرحله می‌گذریم شیطان می‌شویم. در واقع حیات معنوی انسان بدون این حالت روحی نماز یا صلوة ممکن نیست. این حالت روحی را باید در اینجا صید و دنبال کنیم و دلیل وجوب نماز هم این حیات معنویست، زمانی‌که انسان شناخته شد و وقتی که انسانیت انسان به این بود که از حالت شیطانی عبور کند، لازمة آن اینست که نماز را اقامه کند.  

پرستش به مستیست در کیش مهر

و به عبارت دیگر دلیل خلقت انسان عبادت حق بوده است که در قرآن می‌فرماید:(و وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ) و عبادت هم به این معناست که انسان خودش را فراموش کند و حضرت حق در او بنشیند و بر او حکومت کند و تنها هدف خلقت این است.

الهُمَ صَلِ علی محمد وَ آلِ محمد

دانلود ورد

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : علی آقاسی زاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • دوست دارید در این وبلاگ بیشتر در چه رابطه موضوعی باشد؟



نویسندگان